چرا ممکن بود کسی فکر کند روسیه که در بازی اول مقابل همین اسپانیا ، 4-1 باخته بود ، توانایی شکست حریف و رسیدن به فینال را دارد؟
چون آنها حریفی را حذف کرده بودند که نشان داده بود برای بزرگان فوتبال بسیار خطرناک است. هلندی که ایتالیا را 3-0 و فرانسه را 4-1 شکست داده بود ، مقابل روس ها دست و پا بسته بود و آنها با یک بازی خوب به راحتی این حریف را از سر راه برداشتند و این فکر را در اذهان ایجاد کردند که مدعی جام هستند ولی هلندی های جوانی که مقابل روسیه قرار گرفتند ، به ساده اندیشی و کم تجربگی خود باختند و روسها مانند تیم های کوچکتر یک لیگ باشگاهی ک صدرنشین را شکست می دهند ، هرچه در دست داشتند مقابل هلند رو کردند . گاس هیدینگ مربی بزرگی است و تجربه درخشانی دارد اما در کارنامه او با تیم های ملی بی نام و نشانی که در اختیار داشته ، صعود از گروه و رسیدن به مرحله بعد را می بینیم اما هیچکدام از این تیمها نتوانستند جامی را بیاورند که البته بسیار هم طبیعی به نظر می رسید.کسی انتظار نداشت کره جنوبی و استرالیا قهرمان جهان شوند ، پس نباید تصور هم میشد که روسیه قهرمان اروپا شود. روس ها بسیار جوان و کم تجربه بودند و از قانون برنده دست اول ، برای پیروزی مقابل هلند استفاده کردند . همه آنها در لیگ داخلی روسیه بازی می کنند و باتجربه ترین هایشان بازیکنان تیم زنیت سنت پترزبورگ هستند که قهرمان جام یوفا شده است ، یعنی بدون تجربه بیشتری در لیگ قهرمانان اروپا ، اما از آن طرف اسپانیایی ها از لالیگا و لیورپول انگلیس و آرسنال می آیند. روی نیمکت تیم اسپانیا بازیکنانی را میبینیم که در باشگاههای خود (که البته جزو بهترینها ی اروپا هستند) ستاره و همه کاره تیم هستند. آراگونس میتواند با خیال راحت ژاوی را بیرون بکشد و مطمئن باشد فابرگاس جوان حتی از او بهتر است. آلونسویی که در طول بازی ها کمتر بازی کرده ، یک هافبک جنگنده و شوتزن کامل است که توانایی حفظ توپ بسیاری دارد. گایزا که نام و نشان کمتری از بازیکنان دیگر اسپانیا دارد ، آقای گل لالیگا است و فرناندو تورس توانسته درلیگ بسیار ستی مانند یگ برتر انگیس ، در اولین فصل حضورش در لورپول بسیار خوب عمل کند ، حتی مصدومیت ویا هم نمی تواند امتیاز مثبتی برای روسیه دست و پا بسته باشد . بازیکنان اصلی و ستارگان روسیه خودشان نبودند . آنها مغلوب بازی زیبای حریف شدند. در بین نامهای بزرگ آنها غرق شدند و کاری جز تماشای بازی حرفه ای اسپانیایی ها نداشتند. روس ها به خودباوری لازم نرسیده بودند ، تجربه لازم را نداشتند و حتی هیدینگ هم نمی توانست تاکتیک پذیری آنها را آنقدر بالا ببرد که بتوانند مقابل ستاره های اسپانیا قد علم کنند. بازی اسپانیا و روسیه ، جدال محصول مشترک لالیگا و لیگ انگلیس بود با لیگ روسیه ، نه جدال آراگونس با هیدینگ.
میشاییل بالاک قبل از مسابقه با ترکیه گفته بود تنها تیمی که ذاتاً آلمانی بازی می کند ما آلمانی ها هستیم و این حرف صحیح است.
آلمانی ها همان کاری را با ترکیه کردند که ترکها مقابل جمهوری چک وکرواسی انجام داده بودند. فاتح تریم یک مربی باتجربه است. کسی که چنان روحیه ای به تیم ملی ترکیه تزریق کرده که آنها توانایی پیروزی در هر مسابقه ای را دارند اما چرا از عهده این کار در مقابل آلمان بر نیامدند؟ آیا به این دلیل که آلمانی ها بسیار بهتر بازی کردند؟
نه اینطور نیست. در بیشتر دقایق مسابقه ترکها صاحب توپ و میدان بودند و خطراتی که آنها روی دروازه لمان ایجاد میکردند خطرناکتر از خطراتی بود که آلمانی ها ایجاد کردند. آلمان به نسبت دوسال پیش در جام جهانی ۲۰۰۶ کمی هم افت کرده است. آنها به آن روانی و زیبایی بازی نمی کنند.
آیا ترکها بازی را واگذار کردن د چون تعداد زیادی بازیکن محروم و مصدوم داشتند؟ جواب این سوال به تحلیل بیشتری نیاز دارد. بازیهای تورنمنت های ملی هیچوقت به زیبایی بازی های باشگاهی نیست واین یک حقیقت انکار نشدنی است. در این تورنمنت ها معمولاً تیمهایی که زیبا و خوب بازی میکنند٬ کمتر نتیجه می گیرند. تنها یک تیم قهرمان میشود و آن تیم همان تیمی است که بیشترین استحقاق را از دید ناظران داشته چرا که حریفان قدرتر را تیمهای دیگر حذف کرده اند و تیم دیگری به قهرمانی دست یافته است. دلیل چیست؟
همه می دانند باشگاهها یکسال تمام با بازیکنان ثابتی کار می کنند و به هاهنگی کامل میرسند اما عرصه تیم ملی عرصه سعی و خطاست. بازیکنان مختلفی می آیند و می روند و بازیکنانی مجبور می شوند در پست های غیر تخصصی خود بازی کنند چون در تیم ملی کسی بهتر از آنها در آن پست وجود دارد. عرصه بازی های ملی جای هیجان و رقابت نیست ٬ جای بازی سیال و گلزنی های بسیار هم نیست. بلکه جایگاه واقعی تجربه است که نمی توان آن را به هیچ تیمی تزریق کرد. تزکیه از وجود بازیکنان بزرگی چون شانلی ٬ امره٬ نیهات و آرداتوران بی بهره بود و سایر بازیکنان نتوانستند در تجربه و قدرت تصمیم گیری به پای آنها برسند. ترکها بسیار خوب بازی می کردند اما تجربه و حرفه ای گری لازم برای قهرمانی یک ترنمنت را نداشتند تا دلگرم ترشان کند و دست فاتح تریم برای تعویض و تغییر جریان بازی در دقایق پایانی بازی٬ خالی بود. ترکیه از حضور ۱۰ بازیکنش محروم بود و اگر بتوان از مصدومیت ها چشم پوشی کرد و آنها را به گردن شانس و اقبال انداخت ٬ محرومیت آنها با این تعدد ٬ نشانه بازی غیر حرفه ای آنها بود. بسیاری از کارتهای زرد بی دلیل و نابجا گرفته شده بود و دروازه بان اول آنها در بازی با جمهوری چک در دقایق پایانی که تیمش هم پیش بود با اشتباهی بچگانه یا بهتر بگویم احمقانه بازیکن چک را هل داد و اخراج شد تا دو گل از گل های دریافتی ترکها در بازی مقابل آلمان از روی ضعف دروازبان به ثمر رسیده باشد.
از سوی دیگر هم آلمانی ها ٬ به قول بالاک ٬ آلمانی بازی کردند و بازیکنان حرفه ای و مجرب این تیم توانستند به نتیجه دلخواه برسند .آنها خوب بازی کردند و بی انصافی است اگر بگوییم سزاوار این پیروزی نبودند اما چیزی که آلمان را به فینال یورو ۲۰۰۸ زساند٬ بازی خوب و زیبای آنها نبود . بازیکنان تیم ملی آلمان ٬ حرفه ای و با تجربه بازی می کنند و این روش تیمهای بزرگ است ٬ تیمهایی که در جهان نامدار هستند و معمولاً در چنین تورنمنت هایی بازی به بازی بهتر می شوند.
